
مدیریت شهری روستایی پیش کش ، زير اون تابلو ميليوني ديگه چرا؟ براي من كه مسئله شد ،كدوم مديريت شهري تو كار داربست هست ،همه جاي شهر داربست ، شهر اولين ها،شهر زيرگذرها،شهر ….ها و حالا هم شهر داربست ها.
يعني چه؟ چهار تيكه داربست ،چند متر سفره كه چي بشه ؟ اي خدا ذليل كنه اون نامردي رو كه بنر متري رو باب كرد،بابا مونيتور به اون گندگي بزن رو اون ديگه.
اداره روابط عمومی و بین الملل وبلاگ تبریز و من
منابع :زیبا سازی شهری و زيبا سازي شهري 2 و پانل تبلیغاتی و پانل تبليغاتي 2 و دستهای کوچک دعا
ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم. از دکتر شریعتی
ظاهرا این مديريت داربستي در سطح ملی می باشد،نمونه از بلديه مشهد :

September 2, 2009 at 11:56 am |
اههههههههههههههههههههه چه تلوزیون گنده ایییییییییییییییی اهههههههههههههههههههههههههههههه
یادم باشه به داماد ننم بگم شیر بها یه دونه از این تلوزیون گندها بخره
تو چه گیری دادی به این بنرا . بابا قدیما یادت نیس میزدن به در دیوار حالا بهتر شده که لااقل سفره اس سیر شدن جم میکنن . تبلیغات خارجیا خوبه لااقل یه بانویی رو بنر هس یارو حوصلش سر نره 
بابا کارد بخوره اون شکم که با این سفره ها سیر مونی نداره.
.
.
راستی الان تو جهیزیه دخترها ال سی دی هم هست ،محض اطلاع!
September 2, 2009 at 12:20 pm |
بیخود تو دهن پسر مردم حرف نذار اینجا همون سیاه سفید مد
بیخود کرده خواستگار به من بگه بلدی جارو کنی … چنان میزنه برو از تو لوله جارو برقی دراد . زن میبره تاج سر میبره کلفت نمیبره که … داشتی اینم عوض اون فتوات
بعدشم عمله بنا مطمئن تر مهندس دکتر سر هر خیابون یکی کاشته سبز شه 
میگم حالا تو فتوا دادی چه کاری شوهر رو غلاف میکنیم روزهه رو دوبله سوبله میخوریم … عجب فتوایی دمت گرم حاجی
September 2, 2009 at 4:23 pm |
من مخلص ، مخلص جون هستم … ای بابا تو هم گیر دادی به اون داریستها … یک در میان بحث داربسته اینجا … می گم قبل اینکه کارد بخوره به شکم بعضی ها باید بخوره به شکم اون یکی ها …
در ضمن میدونی که من دوستهای تو رو قبول دارم
بابا بقول دوستی بطرز دیوانه کننده ایی همه جا درابسته
همه جا
همه جا
همه جا
همه جا
همه جا
همه جا
همه جا
یک درمیون هم نه
همه جا
همه جا
همه جا
همه جا
همه جا
می دونی همین داربستها باعث مرگ یک نفر در ولی عصر شد
September 3, 2009 at 2:23 am |
این روابط بین الملل هم تازه مد شده
از فزدا منم می خوام جلو تابلو مغازه اینو بزنم :دی
September 3, 2009 at 9:17 am |
اون پی نوشت ( مسجد و کفش ) فوق العاده بود
September 6, 2009 at 12:34 am |
زندگی بی داربست امکان ندارد … از طرف یک عاشق دلخسته
September 6, 2009 at 12:36 am |
ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم. از دکتر شریعتی
…………………………………………
البته این جانب مرضیه بانو ترجیح میدهم در خانه بنشینم و به هیچ چیز فکر نکنم!
